6425. گفتگو با مازیار ناظمی، گوینده خبر ورزشی
مازيار ناظمي، گوينده و مجري صدا و سيما در گفت و گو با جام جم آنلاين گفت:با مردم مثل خودشان بودن و بيگانه از شرايط روز نبودن در كنار ديگر آموزههاي حرفهاي تاثير زيادي در موفقيت مجري و گوينده خواهد داشت.


مازيار ناظمي را به عنوان مجري و گوينده اخبار ورزشي ميشناسيم. او اين روزها از قاب شبكه پايتخت، برنامه پرمخاطب «تهران 20» را اجرا ميكند. ناظمي كه متولد سال 1349 كرمان است، در سال 67 در صدا و سيماي مركز آن استان فعاليت هنري خود را با راديو آغاز و همزمان كار در تلويزيون را نيز تجربه كرد. خودش ميگويد: اتفاقي وارد اين عرصه شدم، اما استعدادي در دوران كودكي در من بود كه با سخن گفتن و شعر خواندن، تقليد صداي گويندگان خبر تلويزيون و قرائت دعاي سر صف مدرسه، جرقه هنري را در من ايجاد كرد.
او از همان ابتدا به ورزش علاقه خاصي داشت و اغلب اجراهايش در حوزه ورزش بود، بنابراين سال72 با عزيمت به تهران گوينده اخبار ورزشي شبكه سه شد و مخاطبان اخبار ورزشي از زبان او موفقيتها و رويدادهاي ورزشي كشور را ميشنيدند. تن صداي خاص او با ورزش آميخته شده بود و با وجود اجراهايش در برنامههاي مختلف صدا و سيما از جمله تهران 20، همگان مازيار ناظمي را با ورزش ميشناسند و اين صفتش او را به عنوان رئيس مركز اطلاعرساني و روابط عمومي وزارت ورزش و جوانان از عرصه هنر وارد عرصه اجرايي كرده است.
نام مازيار ناظمي با ورزش عجين شده و با وجود اجراي برنامههاي متفاوت، مردم شما را با ورزش ميشناسند. چطور شد وارد اين عرصه شديد؟
شايد يك اتفاق و شانس من را در اين راه قرارداد. البته استعدادي كه از دوران كودكي در من بود، سخن گفتن و شعر خواندن ، قرائت دعاي سر صف مدرسه و گاهي هم تقليد گويندگان خبر در تلويزيون كه يادم است اخبار سالهاي دفاع مقدس را براي مردم ميگفتند بيشتر من را علاقهمند كرد. به دوران مدرسه كه رسيديم با كمك معلمان پرورشي كار روزنامه ديواري را شروع كردم. برايم جالب بود كه بچهها مطالبم را بخوانند. البته صداي من از بچگي بد نبود. براي همين تكخوان گروه سرود و خواننده انشاها در كلاس من بودم اما اتفاق مهمي در دوره دبيرستان افتاد. با كمك معلم ادبياتم كه روزهاي دوشنبه در راديو، اشعار بزرگان را ميخواند و توضيح ميداد به اين حرفه رسيدم. يك روز صبح رفتم صدا و سيماي مركز كرمان، چهار ساعت براي گرفتن تست منتظر ماندم و بالاخره وارد كار گزارشگري شدم و بعد هم سراغ گويندگي و اجرا رفتم.
بتازگي به عنوان رئيس مركز اطلاعرساني و روابط عمومي وزارت ورزش و جوانان منصوب شدهايد، بعد از سالها فعاليت خبري وارد ورطه اجرايي شديد. چه شد اين اتفاق افتاد؟
شايد اگر نگاه امروز را به كار مسئوليتي داشتم تصميم ديگري ميگرفتم. در زندگي حرفهاي من جاي يك فعاليت اجرايي سنگين خالي بود، بنابراين با دعوت دكتر صالحي اميري، سرپرست وقت وزارت ورزش و جوانان به عنوان رئيس مركز اطلاعرساني و روابط عمومي وارد كار شدم. بدون تعارف بگويم سالها در مقام مطالبهگري بودم و امروز كه وسط آتش هستم، ميبينم كار بسيار دشوار است؛ نه از جهت ماهيت بلكه از نظر نظام ديوانسالاري و بروكراسي وسيعي كه بر چارچوب دولتي ما حتي براي كارهاي ساده هم حاكم است. براي همين به همكاران رسانهاي عرض ميكنم گاهي بايد اينجا آمد و از نزديك اين موارد را ديد. هر چند خبرنگاري كه مسئوليت بگيرد قوه نقدش تحليل ميرود.
آيا فكر ميكنيد در اين پست موفق شويد؟
اميدوارم. موفقيت در هر كاري به نيروي انساني ماهر و دلسوز و برنامه و بودجه نياز دارد. در وزارت ورزش و جوانان كارشناسان بسيار زبدهاي داريم، ولي در بحث بودجه مشكلات زيادي وجود دارد كه روند كار را كند ميكند.
چرا حوزه ورزشي را انتخاب كرديد؛ بر حسب علاقه بود يا تصادفي؟ و حالا كه جزو لاينفك خانواده ورزش هستيد خودتان ورزش ميكنيد؟
من تقريبا ورزشكارم. قهرمان كاراته بودم و الان هم دان 3 كاراته را دارم و زماني هم داوري ميكردم. از همان دوران كودكي مثل بيشتر بچههاي ايران عشق به ورزش داشتم و كيهان ورزشي را بيشتر از درسهايم ميخواندم؛ هم خودم و هم برادرم. ورزش براي سلامت و جلوگيري از آلزايمر مفيد است. گاهي به دوستان ميگويم بيماري فراموشي در انتظار بيشتر اصحاب رسانه خواهد بود، مگر اينكه با ورزش به داد خودتان برسيد. اين روزها بيشتر راه ميروم و خيلي وقتها سر تمرينات بسكتبال پسرم حاضر ميشوم. اميرعلي از قهرمانان خوشآتيه اين رشته خواهد بود.
علاقهمندان اخبار ورزشي با صداي شما بيگانه نيستند. خودتان چه حسي به صداي خودتان داريد؟
لطف خداست. اگر قبول كنيم تنها صداست كه ميماند، اين فرصتي بود كه در اختيار من قرار گرفت. اين نعمت را براي ورزش ايران و اعلام موفقيتهاي كشورم صرف كردم و خيلي هم خوشحالم. صداي من از بچگي بسيار طنين داشت و مادرم من را براي معالجه تارهاي صوتيام نزد دكتر برد.
به نظر شما يك مجري موفق بايد چه خصوصياتي داشته باشد؟
عوامل زيادي دخيل است، ولي فكر ميكنم مهمترين آن صداقت در گفتار و رفتار است. با مردم مثل خودشان بودن و بيگانه از شرايط روز نبودن در كنار ديگر آموزههاي حرفهاي تاثير زيادي در موفقيت مجري و گوينده خواهد داشت. البته اگر اجازه بدهيد چون اين كار تخصصي بنده است چند مورد مهم را براي يك مجري و گوينده موثر متذكر شوم؛ برونگرايي به معني برقراري ارتباط مطلوب، صداي خوب، اعتماد به نفس، آشنايي با ادبيات فارسي، حس گويندگي به معني باور كار خود، تسلط بر موضوع، توانايي ارتباط غيركلامي، صورت سنگي نبودن، توانايي مجري ـ كارشناس شدن يا همان تخصصي بودن به اين مفهوم كه عصر حاضر را دوران مخاطبان متخصص بدانيم؛ مخاطباني با دسترسي بالا به منابع اطلاعاتي. پس ما نيازمند مجرياني هستيم كه بتوانند غير از محتواي برنامه، شوقي را در مخاطب به وجود بياورند. ما در شرايطي به سر ميبريم كه اطلاعات و دانش مخاطبان اگر از تيم برنامهساز بيشتر نباشد حتما كمتر هم نيست و نميتوانيم هر چه را فكر ميكنيم مصلحت است بدون ملاحظه در رسانه عنوان كنيم و خود را محور همهچيز بدانيم.
از مخاطبان چه انتظاراتي داريد و پاسخ به ابراز احساسات آنان را در يك جمله بيان كنيد؟
مجري هم بخشي از يك مجموعه عظيم رسانهاي است كه كار را ارائه ميكند. انتظار مردم از رسانه، نقد درست و مطالبه حقوق آنهاست؛ پس مجري هم بايد اينگونه باشد. اگر اينطور باشيد مردم با شما مشكلي ندارند. من فكر ميكنم مردم همين كه نظرشان را به ما بگويند كمك بزرگي است.
شما مجري برنامه پربيننده تهران 20 نيز هستيد. فكر ميكنيد تا چه حد توانستهايد در اين برنامه با مخاطبان ارتباط برقرار كنيد؟
البته تهران 20 زمان مرحوم عليقلي بدون شك بسيار قويتر بود. مرحوم عليقلي با صراحت و جديت بحث را دنبال ميكرد و تا پاسخ نميگرفت مساله را رها نميكرد. همين موضوع هم قشنگ و ماندگار شد. ولي در برنامههاي گفتوگومحور سه عامل بايد در كنار هم قرار گيرد؛ موضوع خوب، كارشناس خوب و مجري قوي. هر كدام لنگ بزند كار بقيه را تحت تاثير قرار ميدهد. رويه من در تهران 20 با كمك تهيهكننده بادانش آن، آقاي دكتر احمدي كه خودش از مجريان مسلط و صاحبسبك صدا و سيماست تا جايي كه در حوصله ما و مسئولان مدعو باشد، احقاق خواستههاي مردم است؛ البته به نظر خودم برنامههاي ورزشي رويكرد ديگري دارد و برنامههاي سياسي و اجتماعي دشواريهاي خاص خودش را.
رويكرد و تاثير تهران 20 و محتواي آن را چطور ميبينيد؟
تهران 20 با كمك مديران شبكه مورد اعتماد مردم است. اين را از روي مخاطبان پيامكي و نظرسنجيهاي سازمان ميشود فهميد، ولي واقعيت اين است در دورهاي كه دسترسي مردم به اينترنت و ماهواره و شبكههاي مختلف بسيار زياد شده تاثير برنامههاي تلويزيوني هم دستخوش همين موارد شده است براي همين بايد با طرحي نو به فكر حضور خود در اين بازار وسيع جذب مخاطبان بود.
آيا با راديو نيز همكاري داريد؟
با راديو هم همكاري دارم. من با راديو وارد صداو سيما شدم الان هم حس خوبي به اين رسانه قديمي و پرتاثير دارم. كار در راديو براي همه لذتبخش و خاطرهانگيز است. با كار در راديو، هم تجربه پيدا كردم و هم با كمك استادان اين رشته گويندگي و اجرايم بهتر شد، ولي باز در زمانهاي هستيم كه راديو هم نياز به بازتعريف دارد كه آيا مخاطبان ما هنوز راديوي دهه 60 يعني دوران طلايي آن را ميخواهند يا بايد رويه ديگري را دنبال كرد.
بهعنوان يك مسئول در وزارت ورزش و جوانان از وزير ورزش و جوانان چه انتظاري داريد؟
آقاي دكتر گودرزي از متخصصان خوشنام ورزش ايران است. اتفاقا در اين مدت آشنايي، ايشان را آدم دقيق و بسيار صريح و روشني يافتم كه علاقهمند است خانواده ورزش و جوان با يك برنامه منظم و موثر به موفقيت برسد. توان اين كار را آقاي گودرزي دارد. من به اين دليل از او دفاع ميكنم كه سالها منتظر يك متخصص در حوزه ورزش بوديم و بعد از سالها اين اتفاق افتاده و بايد همه به او كمك كنيم تا نتيجه بگيرد. خصوصيت خوب آقاي وزير مشورتپذيري اوست، البته هميشه از او خواستم از حواشي كه از اصل كار، ايشان را باز ميدارد دوري كند. معتقدم مجموعه فعلي مديريتي وزارت ورزش و جوانان افرادي متخصص و دلسوز ايران و نظام هستند و ميتوانند بار ورزش و جوان را به منزل برسانند.
فعاليت در حوزه ورزش معمولا با خاطرات خوشي همراه است، آيا خاطره تلخي هم از اجراهايتان داريد؟
روزي كه ايران در بازي با بحرين در مقدماتي جامجهاني 2002، 3 بر يك شكست خورد، آن شب آماده اعلام صعود ايران بوديم. حتي لباسهاي نو خودم را هم آماده كرده بودم، ولي اينگونه نشد. جاهايي كه شاهد ضايع شدن حق ورزشكاران ايران بودم، برايم ناراحتكننده است. خاطره تلخ ديگر هم روزي بود كه گفتند ديگر نيا خبر ورزشي اجرا كن، نوبت جوانهاست. ( آن موقع سي و هفت ساله بودم )
مازيار ناظمي يعني اجراي ورزشي. ميانه شما با سياست چطور است؟
سياست را ميفهمم. اصولا مردم ايران به نظرم يكي از سياسيترين مردم جهان هستند كه دليل آن هم برگزاري بيش از 30 دوره انتخابات رياست جمهوري، مجلس و... است. براي همين به عنوان يك آدم رسانهاي نبايد تكبعدي باشيد. ورزش گاهي ارتباط مستقيمي با سياست دارد، حتي به قول دوستان بخشي از همان جنگ نرم يا در حوزه سياست خارجي ديپلماسي عمومي است براي همين مجري و گوينده رسانه معتبري مثل صداو سيما بايد سياسي هم باشد يا حداقل جريانات داخلي و خارجي را متوجه باشد.
كلام آخر؟
حرف آخرم نگاه به گوينده و مجري است. در دنياي امروزي گوينده در بالاترين سطح تعليم داده ميشود، چرا كه وقتي براي گوينده سرمايهگذاري شود بعد از مدتي همان گوينده به افزايش اعتبار رسانه مربوط منجر ميشود و مخاطبان به آن رسانه اعتماد ميكنند. ميخواهم برايتان مثالي بزنم. آقاي حياتي از گويندگان خيلي خوب خبر است و سالها براي حرفهاش زحمت زيادي كشيده است، به همين دليل هميشه براي مخاطب قابل اعتماد است. من وقتي با او خارج از بخش خبر هم صحبت ميكنم به دليل اعتمادي كه به او دارم همه حرفهايش را قبول ميكنم، چرا كه اين اعتماد در ذهن ناخودآگاهم شكل گرفته است. به نظرم بايد براي ايجاد شخصيتهاي ماندگار در راديو و تلويزيون اعتماد كرد و به آنها وقت داد. مثلا شبكه سه روي عادل فردوسيپور سرمايهگذاري كرد و حالا از تجربيات او به نحو مطلوبي استفاده ميكند و هميشه برنامههاي ورزشي او خيلي پربيننده است و آگهيهاي زيادي در فواصل برنامهاش پخش ميشود. وقتي مخاطب به گوينده اعتماد پيدا كند، مسلما تحت تاثير او قرار ميگيرد. مسلما سطح آموزش در مراكز با تهران تفاوت دارد. بايد دوستاني كه مسئوليت انتخاب دوستان جوان را بر عهده دارند در اين باره دقت بيشتري كنند، چرا كه مخاطب امروز خيلي باهوش است و اطلاعات زيادي دارد. از سوي ديگر، دسترسي به اينترنت هم دارد. وقتي قرار است گوينده جواني جايگزين گوينده قديمي شود بايد ويژگيهايي داشته باشد تا بتواند كار متفاوتي ارائه كند. بايد گويندگان مناسب را شناسايي كنيم و از سوي ديگر بايد مرتب تعريف جديد و درستي از مخاطبان داشته باشيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 3:5 توسط سامانی