به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه هفت صبح، امروز (شنبه 9/10/91) در گزارشی نوشت: مجموعه تلویزیونی «زنان خانه‌دار مستأصل» کمدی درام آمریکایی است که به خاطر محبوبیت زیادی در کل دنیا، به فصل هشتم رسید.


خبرگزاری فارس: رد پای «زنان خانه‌دار مستاصل» در شبکه ‌تهران

این سریال به خاطر مغایرت با شئون جامعه ما، هیچ وقت امکان نمایش از تلویزیون را پیدا نمی‌کند به همین خاطر هم در این مدت کارگردان‌های مختلفی سعی کرده‌اند سوژه خرده قصه‌های آن را ایرانیزه کنند و در سریال‌های‌شان به کار ببرند.

اولین بار گروه نویسندگان سریال «سایه روشن» آرش معیریان سراغ این سریال رفتند و بخش‌های ابتدایی آن را از روی فصل اول این سریال، کپی کردند. 

بعد از «سایه روشن»، این روزها «دختران حوا» هم با شباهت بی حد به یکی از خرده قصه‌های قسمت 23 فصل ششم این سریال، روی آنتن شبکه تهران می‌رود در این گزارش ضمن بررسی شباهت‌های میان این دو قصه، مسئله اقتباسی بودن یا نبودن این سریال را سعید جلالی، یکی از نویسندگان طرح اصلی فیلمنامه و زامیاد سعدونیان، مسئول بازنویسی متن در میان می گذارایم.

شباهت دختران حوا با «زنان خانه‌دار مستاصل» در سریال «دختران حوا» ما زن مسنی به اسم «ثریا» را داریم که در روزهای پایانی عمرش نزد مددکاری به اسم شیوا اعتراف می‌کند که 25 سال پیش، پرستار اتاق نوزادان بیمارستانی بوده و جای سه نوزاد را عوض کرده او به خاطر ترس، هیچ وقت این راز را برملا نکرده و حالا بعد از گذشت سال‌ها احساس می‌کند که عذاب وجدانش اجازه نمی‌دهد راحت از دنیا برود.

ثریا از شیوا می‌خواهد که این بچه‌ها را پیدا کند و راز جابه‌جایی‌شان را فاش کند و با رجوع به سایت IMab می‌بینیم که قسمت بیست و سوم از فصل ششم سریال «زنان خانه‌دار مستاصل» با این قصه شروع می‌شود که زنی مسن بر اثر بیماری، در بیمارستانی بستری می‌شود، بیمارستانی که 9 سال پیش به عنوان پرستار در آن مشغول به کار بوده حال او به شدت وخیم است و در روزهای پایانی عمرش نزد مرد جوانی اعتراف می‌کند که دلیل خروجش از بیمارستان، پایان دوره خدمت نبوده بلکه به دلایلی مجبور شده کارش را ترک کند.

زن مسن توضیح می‌دهد که 9 سال قبل بر اثر یک اشتباه جای دو نوزاد را با هم عوض کرده اما در تمام این مدت به خاطر ترس، این راز را پیش خودش نگه داشته. به خاطر عذاب وجدان وحشتناکی که اواخر عمر به سراغش آمده، حالا تصمیم گرفته این راز را فاش کند او از مرد جوان می‌خواهد تا هر طور شده خانواده این دو بچه را پیدا کند و آنها را در جریان بگذارد در فصل هفتم این سریال، مرد جوان طبق درخواست پرستار، سراغ این خانواده‌ها می‌رود نکته قابل توجه اینجاست که در آن سریال خارجی هم بچه‌ها در دو خانواده کاملا متفاوت زندگی می‌کنند.

 

* چه شباهت جالبی

مسئله شباهت بسیار زیاد میان دو قصه را با زامیاد سعدوندیان مسئول بازنویسی فیلمنامه سریال «دختران حوا» در میان می‌گذاریم او از رابطه نزدیک میان دو قصه تعجب می‌کند و می‌گوید که فصل ششم سریال «زنان خانه‌دار مستاصل» را ندیده و این شباهت برایش جالب است. سعدوندیان توضیح می‌دهد: «طرح اصلی فیلمنامه را من ننوشتم. زمانی وارد کار شدم که طرح اولیه توسط سعید جلالی و علیرضا کاظمی پور نوشته شده بود. از همان ابتدا هم قصه جابه‌جایی نوزادان توسط یک پرستار در کار وجود داشت من روی این چارچوب اولیه کار را پیش بردم.»

 

* انکار صریح!

برای روشن شدن قضیه با سعید جلالی یکی از نویسندگان طرح اصلی این سریال تماس می‌گیریم. او کاملا منکر اقتباس از روی «زنان خانه‌دار مستاصل» می‌شود و می‌گوید که طرح «دختران حوا» را در سال 88 بعد از سریال دلنوازان نوشته و آن زمان اصلا «زنان خانه‌دار مستاصل» در کار نبوده.

این در حالی است که قسمت بیست و سوم این سریال آمریکایی، سپتامبر سال 2009 به بازار آمده؛ دقیقا همزمان با دوره پخش دلنوازان! جلالی می‌گوید: «جابه‌جایی نوزادان و تغییر سرنوشت آنها، مسئله جدیدی نیست.

از ابتدای تاریخ سینما، بارها و بارها با سوژه‌هایی از این دست مواجه بوده‌ایم. ما که نمی‌توانیم بگوییم همه آنها از روی دست هم کپی شده‌اند!» درباره اینکه در طول تاریخ سینما، انواع و اقاسم فیلم و سریال با موضوع جابه‌جا شدن نوزادان ساخته شده، حق با جلالی است اما وقتی این جابه‌جایی، عینا مانند قصه «زنان خانه‌دار مستاصل» توسط یک زن پرستار در بیمارستان صورت بگیرد، قضیه یک مقدار فرق می‌کند. آن هم وقتی قصه طوری طراحی شده باشد که این زن تا اخر عمر به خاطر ترس، رازش را فاش نکند و نهایتا در اواخر عمر به خاطر ترس رازش را فاش نکند و نهایتا در اواخر عمر دچار عذاب وجدان شود! تمام این عناصر شباهت را با جلالی در میان می‌گذاریم اما او همچنان معتقد است طرح مال خودشان است!

 

* ایرانیزه شدن یواشکی سریال‌های خارجی

ایرانیزه کردن یک اثر خارجی به هیچ وجه کار بدی نیست اتفاقا زمانی که یک اثر خوب، به خاطر عدم انطباق با فرهنگ ایرانی، امکان پخش از تلویزیون را ندارد، ‌ایرانیزه کردن هایی از آن، حرکت رو به جلویی هم به حساب می آید. نکته قابل توجه این جاست که چرا تمام نویسندگان و عوامل سریال به جای این که این مساله را با شهامت اعلام کنند منکرش می شوند و می خواهند هرطور شده از زیر بار پذیرش آن شانه خالی کنند!