دلم نمی‌خواهد بخوابم. آنقدر زیبایی در این عالم است که دوست دارم آخرین لحظه‌های این زیبایی‌ها را ببلعم!

نسل حالا گاهی خوبند و گاهی خوب نیستند. 18 ساله که بودم به خانواده کمک مالی می‌کردم. 17 - 18 ساله بودم اما شاگردان 40‌، 50 ساله داشتم و رادیو هم می‌رفتم. اما امروز اینطور نیست بچه‌ها بی‌هنر بزرگ می‌شوند، اندیشور نیستند و چارچوب‌های خاصی برای خودشان درست کرده‌اند.

دکتر اسماعیل آذر در عین حال می‌افزاید: با این آسیب زمانه کسی دیگر نمی‌داند سعادت کجاست سیاست جهانی ما را بیرون کشانده از خودمان بریده و به بیرون نصب کرده. مقام ادبیات جهانی وظیفه‌اش این است که گره‌ها را از پیشانی افراد باز کند، بارهای غم را بردارد و به جایش شادی بگذارد.

خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا در گفت‌وگویی تفصیلی با دکتر اسماعیل آذر - مجری کارشناس برنامه مشاعره تلویزیون - پای دردل‌ها، گله‌ها و پیشنهادات او به صداوسیما در حوزه ادبیات نشسته است.

مقدمه‌ای بر ادبیات کشورمان

اگر از هزاران نفر بپرسند سازنده یا مخترع آپولو چه کسی در طول تاریخ بوده است، شاید به ندرت کسی بتواند نام ببرد. اما همه‌ی دنیا مولوی را می‌شناسند، شکسپیر ‌و خیام را می‌شناسند‌، این دلیل قدرتی است که ادبیات هر قوم برای آن قوم دارد. در بین ادبیات اقوام، ادبیات ایران همیشه بر تارک ادبیات جهان نشسته است. شاید کسی بپرسد چرا شما چنین حرفی می‌زنید مگر شما از ادبیات جهان مطلع هستید؟ اما وقتی از ادبیات جهان می‌گوییم آنچه که مشهود است ادبیات غرب است و تا اندازه‌ای ادبیات کشورهای دیگر. آنچه که ما اطلاع داریم از مجموعه‌ی شاهکارهای ادبی و رمان‌ها برمی‌آید و سخن من سخنی است تثبیت شده و ثبت شده در دل‌ها.

دکتر آذر اشاره می‌کند: تنها دلیلی که می‌توانم بگویم این است که به قرن 19 اروپا‌، دوره رومانتیسیزم و به عبارت دیگر دوره ویکتوریا مراجعه کنید ببینید غربی‌ها چه طور بر سر سفره حکمت و معرفت ایرانی نشسته‌اند. یادمان باشد که ربیس جمهور فرانسه کارنو نام سعدی را بر روی خود گذاشت و لقب سعدی کارنو را گرفت، پدربزرگش هم که فرد خشنی بود با خواندن کتاب گلستان آرام گرفت و از خشونت خود کاست و اینها به اتفاق یک شخصیت دیگری به نام مادام رولان تصمیم گرفتند که گلستان سعدی را جزو منشور اخلاقی کشور فرانسه در یک روزگاری بپذیرند، ولی نشد. مادام رولان را زیر گیوتین بردند،‌ سعدی کارنو را بازنشسته کردند و نیای او را از کار برکنار کردند.

این مطلب را عرض کردم تا بدانید ادبیات ما چه نقشی در جهان گذاشته است.

وی با اشاره به اینکه شاید از موردی مثل سعدی کارنو که نام فرزند خودش را هم باز سعدی گذاشت، صدها نکته با همین مضمون در ذهنم باشد، عنوان می‌کند که اروپایی‌ها با شاهنامه فردوسی چگونه برخورد کردند و توضیح می‌دهد: از آن بالاتر نگاه غربی‌ها به قرآن مجید. شما گوته را ببینید که قرآن را چگونه از دید و نظر خودش تفسیر می‌کند و چه بهره‌های معنوی و حکمی از آن می‌ّبرد. هربر را ببینید، وارد روسیه که می‌شوید شخصیت‌های تراز اول آن چون الکساندر کوشکین که مثل حافظ ما برای روس‌هاست. اکثر مفاهیم شعرهایش منطبق با مفاهیم سیره پیامبر اعظم یا بهره‌هایی از قرآن خاصه از سوره بقره بوده است.

دکتر آذر در ادامه خبری هم در این زمینه به ایسنا می‌گوید که قرار است برنامه‌ای در این زمینه یعنی بهره‌یگری غربی‌ها و روسی‌ها از قرآنی مجید بسازد و توضیح می‌دهد: می‌خواهم این کتاب را تقدیم ملت عزیزم کنم تا بدانند که قرآن مجید نه تنها برای ما مسلمانان حائز اهمیت است، چون یک کتاب الهی است و منطبق است با فطرت بشر، لذا هر کس که آن را بخواند الفت می‌گیرد و رفاقت می‌کند.

ادبیات در صداوسیما پس از انقلاب

این کارشناس مجری و مدرس دانشگاه در حوزه ادبیات می‌گوید: اول به عنوان یک ایرانی و بعد به عنوان کسی که بیش از 25 سال با صدا و سیما همکاری دارم، باید عرض کنم کارنامه صدا و سیما قابل قبول بوده است و البته بلندی‌ها و اوج‌هایی هم داشته است؛ البته نگاه مردم ما همیشه بیش‌طلب و فزون‌خواه بوده است و این حق آنهاست که از هر چه که هست بالاتر از آن را بخواهند.

وی درباره‌ی ویژگی‌ها و زمان پخش برنامه‌ها در شرایط مناسب می‌گوید: اگر به مجموعه سریال‌هایی که در صدا و سیما پخش شده است مروری داشته باشیم، می‌بینیم که دو نگاه در صداوسیما وجود داشته است، یکی تعالی روحی و فکری جامعه و یکی اینکه صدا و سیما نشاط امید و خرمی را به مردم از طریق سریال‌هایش ابلاغ کند. این مساله طبیعی است که شما اگر کتاب هم بنویسید به هر حال خواننده‌هایش یک کتابی را به کتاب دیگری ترجیح می‌دهند؛ برای مثال یک سریال که ساعت یازده شب به بعد پخش شده بود و بچه‌ای این سریال را دیده بود و گویا خطایی در آن خانواده کرده بود. اولین سوالی که می‌شود کرد این است که یک بچه 9 ساله تا 10 ساله ساعت 11 شب چرا باید بیدار باشد؟ طبعا بچه‌ها 8‌ تا 9 شب می‌خوابند و سریالی که در ساعت 11 شب پخش می‌شود برای یک گروه خاص تدارک دیده شده است و این گروه خاص کسانی هستند که مثلا بیش از 20 سالشان است. اینها همه پاسخ دارد.

سریال‌های طنز همیشه در همه جای دنیا قابل نقد بوده است

دکتر آذر در نقد سریا‌ل‌های طنز صداوسیما اظهار می‌کند: سریال‌های طنز همیشه در همه جای دنیا قابل نقد بوده است. دلیلش این است که طنز تعریف نشده است. طنز این نیست که فردی بالای میز برود و یک کلای کج بالای سرش بگذارد و صدایش را عوض کند و در سر و مغز هم بزنند. طنز این‌ها نیست، گاهی طنز گریه‌آور است، گاهی از یک طنز فرد به چند قطره اشک دسترسی پیدا می‌کند. طنز تعریف دارد.

او در عین حال می‌افزاید: یکی از تعاریف طنز این است که برای مثال اگر الان روز است، طنزنویس با قلم خودش آن را شب جلوه‌ می‌دهد و یک تضاد ناباور را به باور می‌رساند. این نتیجه طنز است. طنز را باید در ادبیات جهان مطالعه کنیم البته در ادبیات خودمان کم طنز نداریم مطالعه کنیم و می‌بینیم که گاهی طنزها چنان برنده است که تاثیر می‌گذارد. شاید ما متوجه نباشیم که نباید با این طنز خندید ولی این تاثیرگذار است. این طنز گاهی می‌تواند به عنوان مبداء قرار بگیرد، پرورده شود و بعد مورد استفاده قرار بگیرد.  

تکه‌کلام‌های سریال‌ها ممکن است در مسیر زبان فارسی تغییر ایجاد کند

دکتر آذر همچنین درباره‌ی استفاده از تکه‌کلام‌های بی‌اساس در سریال‌ها معتقد است: تکه‌کلام‌های سریال‌ها ممکن است در مسیر زبان فارسی تغییر ایجاد کند. خب اینها می‌تواند باشد می‌تواند نباشد. اما یادمان باشد که طنز ما باید یک مفهومی را با خودش به حرکت دربیاورد. ما امروز موسیقی، تئاتر و سینمایی می‌خواهیم که همه‌ی ما را بیدار کند. امروز روز بیداری مردم مسلمان ایران است، بیداری اسلام است. این بیداری از ضرورت‌های جامعه است. طنزهای ما، فیلم‌ها،‌ سریال‌ها و ادبیات ما همه باید در خدمت بیداری نسل جوان ما باشد.

صدا و سیما سفره کار را بازگذاشته

دکتر آذر می‌گوید: متاسفانه نباید بگوییم صدا و سیما در ادبیات ما گامی کوتاه برداشته. خود ما به هنگام ساخت برنامه‌های ادبی، وقتی از همه خواهش می‌کردیم حضور پیدا کنند آنها حضور پیدا نمی‌کردند، این تقصیر صداوسیما نیست. صداوسیما سفره کار را بازگذاشته است ولی اگر استادان ادبیات نیامدند و همکاری نکردند، بحث دیگری است.

جامعه ادبی ما باید در صداوسیما حضور داشته باشد

وی با تاکید بر اینکه جامعه ادبی ما باید در صدا و سیما حضور داشته باشد، در عین حال می‌افزاید: این جامعه ادبی است که می‌تواند مشترکا این بار را از روی زمین بلند کند. از اینکه بگذریم اشاره نزدیک‌تری به برنامه‌های صدا و سیما خواهیم داشت خواهشی که از متولیان صدا و سیما دارم به عنوان یک معلم این است که برنامه‌های تخصصی، کار تهیه‌کنندگان غیرمتخصص نیست. امروز تهیه‌کنندگانی باید خط و ربط کاری داشته باشند که متخصص باشند.

آذر با اشاره به اینکه اگر قرار است شخصیتی تهیه‌کننده یک برنامه ادبی شود، خود آن فرد باید ادیب باشد، تاکید می‌کند: تهیه‌کننده برنامه تخصصی باید تحصیلات دانشگاهی‌اش در این حوزه باشد. برای اینکه او بیشتر درک می‌کند. اگر جز این باشد نگاه‌ها فرق می‌کند. نگاه به یک برنامه ادبی در صدا و سیما از نظر یک تهیه‌کننده‌ای که بسیار محترم و قابل اعتماد و زحمت کش هم است ولی در این رشته تخصصی ندارد متفاوت است. آن تهیه‌کننده به فکر برنامه است، اما من به فکر محتوای برنامه‌ام.

این کارشناس در ادامه می‌افزاید: یادمان باشد آنچه امروز انجام می‌دهیم کارنامه ماست که برای آیندگانمان می‌خواهد بماند. اینها برای فرزندان ما نسل‌های آینده ما در این کشور خواهد بود. اگر یک مدیری به فکر خودش باشد باید بداند که بعدها جامعه به فرزند او توجه نخواهد کرد، به نسل او توجه نخواهد کرد برای اینکه او امروز به جامعه نگاه ندارد.این ها مسائلی است که دست مدیران صدا و سیما نیست، آنها وظیفه خودشان را انجام می‌دهند.

هیچ مدیری در مقابل یک برنامه خوب نمی‌ایستد

دکتر آذر با اعتقاد بر اینکه هیچ مدیری در مقابل یک برنامه خوب نمی‌ایستد، می‌گوید: برنامه‌های ادبی ما گاهی ممکن است از ضعف‌هایی برخوردار باشد، اما با تمام کنترل‌ها تلاش می‌شود. ما باید تلاش کنیم که برنامه‌های ادبی را ارتقاء دهیم وگرنه مدیران دستشان باز است و از هر برنامه خوب استقبال هم می‌کنند. مدیران فعلی صداوسیما تشنه این هستند و دستشان برای گرفتن و پخش برنامه‌های خوب دراز است. ما باید به آنها کمک دهیم.

ساده نیست «مشاعره» سه سال روی آنتن است

دکتر آذر در ادامه‌ی این نشست با تاکید بر اینکه امروز برنامه‌های ادبی در کشور ما بیش از سال‌های پیش رواج پیدا کرده است، می‌افزاید: ما می‌دانیم تابلویی که پیش روی ماست و باید از آن نمونه‌برداری کنیم، سخنان رهبر فرزانه انقلاب است. مدیران صدا و سیما باز هم در عرصه ادبیات هر تلاشی‌ که توانسته‌اند انجام داده‌اند،‌ در حال حاضر هم با تمام تلاششان در این زمینه کار می‌کنند.

یکی از همین کارها برنامه «مشاعره» است. کار ساده‌ای نیست که سه سال مشاعره به روی آنتن تلویزیون می‌رود. اگر توجهی به کار نبود چگونه یک برنامه می‌توانست سه سال بر روی آنتن قرار بگیرد. اگر کمک نمی‌کردند این اتفاق نمی‌افتاد.

این کارشناس در عین حال می‌افزاید: ارزیابی من از آنچه که در صدا و سیما مشاهده کردم در ارتباط با مسائل ادبیات فارسی، نه تنها خوب بود بلکه یک پله هم از خوب خوب‌تر بوده است.

همکاری جامعه ادبی ما می‌تواند اعتبار برنامه‌های صداوسیما را بیشتر کند

وی با اشاره به این مشکل که همه در ساخت برنامه‌های ادبی دست همکاری نمی‌دهند، می‌گوید: نمی‌دانند که همکاری جامعه ادبی ما می‌تواند اعتبار برنامه‌های صدا و سیما را بیشتر کند. در این راستا از تمامی کارشناسان ادبیات فارسی و فلسفه و تاریخ خواهش می‌کنم دست تهیه‌کنندگان صدا و سیما را رد نکنند.

دکتر آذر سپس دعایی می‌کند و در این دعا از خدا می‌خواهد: خدایا ما را هیچگاه دشمن شاد مکن؛ دست و بازوان مدیران را پرتوان‌تر بدار تا چرخه‌های این مملکت را بهتر پیش ببرند و خدایا هر کس مسیر را با ایمان کامل طی می‌کند به او توجه کن و او را توانمندتر بگردان ... .  

جمله‌های سخیف در سریال‌ها چه می‌کنند؟

وقتی از دکتر آذر درباره‌ی وضعیت ادبیات سریال‌ها می‌پرسیم، در پاسخ می‌گوید: گاهی که سریال‌ها را می‌بینم در بعضی موارد و بسیار کم از زبان هنرپیشگان جمله‌های سخیفی را می‌شنوم. فکر می‌کنم اگر ما به عرصه ادبیاتمان نگاه کنیم حتی اگر بخواهیم در موضع کسی سخن بگوییم آن را می‌توانیم با کلام خوش‌تر بگوییم اما این کجا و آن کجا؟ در این راستا خواهشم به عنوان ‌یک ایرانی این است که نویسندگان سریال‌ها سعی کنند حتی اگر لازم است جملات تندی بگویند، سخن‌ها را با لحن‌های زیباتر بگویند.

سر و صدا بس‌، عروسی بس و مانند اینها!

آذر سپس به دیالوگ‌های تکراری در سریال‌ها اشاره کرد و گفت: جملات و اصلاحات بسیار تکراری هستند، به عبارت دیگر دیالوگ‌ها، دیالوگ‌هایی است که بارها آدم می‌شنود و طبعا شنونده به دنبال دیالوگ‌های نو می‌گردد. من هنوز هم بارها گریه‌ و فریادها، دادها و تکرار و مکررات را می‌بینم شاید هم درست باشد و من اطلاع نداشته باشم، همه اینها را در ده‌ها سریال دیدم و باید به این دو کلمه برسیم: سر و صدا بس‌، عروسی بس و مانند اینها!

صداوسیما لازم نیست خیلی از مشکلاتی که در متن جامه است به تصویر بکشد

دکتر آذر در بخش دیگری از نشست ایسنا، درباره‌ی مسائلی که در سریال‌ها راجع به ازدواج‌ها طرح می‌شود‌، اظهار می‌کند: صداوسیما لازم نیست خیلی از مشکلات که در متن جامه است را به تصویر بکشد. به جهت اینکه این مشکل‌ها برای یک قشر محدودی هستند. وقتی اینها را به صدا و سیما می‌آوریم، آن را به تمام کشور تسری می‌دهیم. این در حالی است که هنر می‌تواند جای اینکه مشکل را بگوید و بعد به درمان برسد، آن را در هاله‌ای پنهان کند طوری بگوید که خود بیننده متوجه شود.  

لهجه‌ می‌تواند یک سریال را شیرین‌تر کند ولی این موقوف به یک اگر است

این کارشناس با انتقاد از اینکه بعضا در سریال‌ها لهجه‌ها نادرست ادا می‌شوند، می‌گوید: اصولا لهجه می‌تواند یک سریال را شیرین‌تر کند ولی این موقوف به یک اگر است. محال است که غیر اصفهانی بتواند لهجه اصفهانی اصیل را تقلید بکند. در برنامه‌های رادیویی سال‌هاست آقایی به نام هرندی با لهجه اصفهانی سخن می‌گوید که هم شیرین است، هم اصفهانی و هیچ ایرادی به آن نیست. اما اگر یک غیراصفهانی بخواهد این کار را بکند به این لهجه لطمه می‌زند.

او در عین حال می‌افزاید: اگر در پشت کلمه‌های ما قدرت تفکر باشد لهجه کاری از پیش نمی‌برد. همانا کلام می‌تواند قصد و غرض را اعلام کند و شنونده یا بیننده را به نتیجه برساند. وقتی از لهجه‌ها سخن پیش می‌آید نباید برخورنده باشد و حتما نباید در شخصیت هنرمند و بازیگر ضعف باشد یا ضعف یک قومیت را نشان دهد.

و اما آیا بر ادبیات سریال‌ها نظارتی می‌شود؟

دکتر اسماعیل آذر در پایان در زمینه‌ی نظارت صدا و سیما بر سریال‌ها اظهار می‌کند: دکتر دارابی (معاون سیما) در این زمینه تدابیر خوبی اندیشیده‌ است و برای نظارت این سریال‌ها انسان‌هایی گماشته است. سریال‌هایی که در آینده خواهیم داشت با نظارت‌های بیشتر برای نگارش به لحاظ صحت و سقم ادبیات آن همراه خواهد بود.

گفت‌وگو: خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو ایسنا - سهیلا شهبازی