2904. یادداشتی درباره «مادرانه»
هر ساله با فرارسیدن ماه مبارک رمضان شبکههای مختلف سیما با تولید و پخش سریالهای مناسبتی، برای جذب مخاطب انبوه این رسانه فراگیر پا به میدان رقابتی نفسگیر میگذارند.
به گزارش ایسنا، خراسان در ادامه نوشت: مجموعههای مناسبتی با روایت داستانهای مختلف در گونههای متفاوت، تلاش دارند تا علاوه بر به تصویر کشیدن دستمایههای گوناگون، مخاطبان را پیگیر تماشای این مضامین کنند. امسال شبکه سوم سیما برخلاف شبکه اول و دوم که مضامینی طنز را برای روایت داستانهایشان انتخاب کردهاند (دودکش و خروس)، ملودرامی اجتماعی و خانوادگی را دستمایه قرار داده است.
جواد افشار که پیش از این سریال مناسبتی «سی امین روز» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است، امسال با «مادرانه» میهمان شبکه سوم شده است. سریالی که در بهترین زمان پخش روی آنتن میرود و مخاطبان خود را درست پس از افطار درگیر خود میکند، به همین سبب نیز تاکنون نسبت به دو سریال دیگر سیما یعنی «دودکش» و «خروس» بیشتر دیده شده و مخاطبان بیشتری را جذب خود کرده است. اما با این وجود نمیتوان قصه ملودرام و پرکشش آن را در کسب این موفقیت از نظر دور داشت. «مادرانه» با بهرهگیری از فیلمنامه پر و پیمان «سعید نعمتالله» به روایت داستانی تلخ میپردازد. حکایتی که معضلات اجتماعی معاصر را نشانه رفته است و مسائلی چون اعتیاد، فرار از خانه، طلاق، زدوبندهای اقتصادی، پدرسالاری، دوستیهای خیابانی، به فراموشی سپردن باورهای دینی و... را در لایه های مختلف به تصویر می کشد.
برگ برنده «مادرانه» بهرهگیری از فیلمنامهنویسی چون سعید نعمت الله که پیش از این متن سریالهایی چون «جراحت»، «رستگاران»، «زیر هشت»، «شیدایی» و «دیوار» را نوشته است و نیز حضور تهیهکنندهای حرفهای چون محمدرضا شفیعی است. به همین خاطر نیز چند سر و گردن بالاتر از «دودکش» و «خروس» است. شاید همین ویژگیها کافی است تا «مادرانه» انتخاب نخست مخاطب حرفهای و سخت پسند سریالهای مناسبتی باشد.
طعم شیرین همراهی
«مادرانه» ملودرامی اجتماعی و تلخ است که البته گونه مورد علاقه مخاطبان ایرانی است. جواد افشار برای به چالش کشیدن بیننده، خرده داستانهای پرتعلیق را در کنار پیرنگ اصلی طراحی کرده است. همین خرده داستانها نیز سبب شده است مخاطب بیآن که از پیگیری سریال احساس کسالت کند، به چرایی روابط شخصیتهای اصلی داستان و رخدادهای سریال بپردازد. آدمهای اصلی «مادرانه» یعنی «اردلان تمجید»، «رعنا»، «مریم»، «محمدجواد» و «نایب»، شخصیتهایی قابل باور و ملموساند که مابه ازای آنها را در جامعه به خوبی میتوان سراغ گرفت.
همین ویژگی همذات پنداری مخاطب با آدمهای سریال را به همراه دارد. قهرمان اصلی داستان یعنی «اردلان تمجید» با بازی مهدی سلطانی به خوبی توانسته است از قالب یک تیپ بگریزد و به سبب فیلمنامه جزئینگر سعید نعمت الله، با وجود کنشهای غیرمنطقی و گاه خشن، شخصیتی مورد پسند مخاطب باشد.
افشار در «مادرانه» با تاکید بر نمایش معضلات اجتماعی، تصویری باورپذیر از داستان و آدمهای آن ارائه میکند.
مهمترین ویژگیهای «مادرانه» استفاده درست و به جا از دیالوگنویسی، طراحی قصه، تعلیق و گرهافکنیهای مناسب، فضاسازی همخوان با متن، شخصیتهای خاکستری، شخصیتپردازیهای منطقی، تیتراژ زیبا و پرمفهوم، موسیقی موزون و آواز احسان خواجه امیری، فیلمنامهای ساختارمند، پرهیز از عنصر تصادف و نیز چینش حرفهای گروه بازیگران است.
افشار در «مادرانه» داستانش را روان تعریف میکند و با کمترین لکنت به بازتاب رخدادهای تلخ اجتماعی معاصر میپردازد و فرجام تلخ قهرمانش را به قضاوت میگذارد. بازیهای حسی، روان و درخشان اردلان تمجید (مهدی سلطانی)، نایب (آتیلا پسیانی)، رعنا (لعیا زنگنه)، فرزاد (عباس غزالی)، محمدجواد (سیدمهرداد ضیایی)، مریم (شقایق فراهانی) و رها (هستی مهدویفر) این بستر را فراهم کرده است که برخی کاستیهای اثر به چشم نیاید. اگرچه در میان شخصیتهای داستان کارگردان توجه بیشتری به «اردلان تمجید» به عنوان قهرمان اصلی داستانش دارد اما به مدد یک فیلمنامه منسجم، این تمرکز سبب نشده است دیگر شخصیتهای داستان در حاشیه بمانند و اتفاقا نقش پررنگی در پیشبرد داستان دارند. تدوین موزون، روایتپردازی مناسب، شخصیتپردازیهای بجا و ضرباهنگ سنجیده «مادرانه» این فرصت را به مخاطب میدهد تا پابهپای اثر پیش رود و پیگیر سرنوشت تلخ قهرمان داستان (اردلان تمجید) و دیگر شخصیتهای سریال باشد.
بازتاب حقایق تلخ
سعید نعمت الله در «مادرانه» لحنی تلخ و خشونتی ناخواسته را به فیلمنامهاش تزریق کرده که البته این موضوع سبب نشده است که مخاطب آن را پس بزند. زیرا شخصیتپردازیها، جنسبازیها، دیالوگها، کنشها، آدمهای داستان و نوع روایت به گونهای است که مخاطب خودخواسته در پی کشف اما و اگرهای سریال برمیآید. این که چرا «رها» معتاد شده است؟ چرا «رعنا» با وجود دو فرزند پس از جدایی به خارج از کشور رفته است؟ دوستی غیرمنطقی و باورناپذیر «رها» و «فرزاد» چه دلیلی دارد؟ دلبستگی «اردلان» به «مریم» از کجا می آید؟ و... با این وجود «مادرانه» با برخورداری از یک فیلمنامه سنجیده و نسبتا پر و پیمان و نیز گرهافکنیها و تعلیقهای بجا برخی کاستیهایی دارد که به سبب نقاط قوت سریال چندان گل درشت نیست. اما به هر حال نمیتوان از آن ها چشم پوشید. شخصیت سفید مطلق «محمدجواد» در برخی لحظات، به تیپ یک آدم صرفا شعاری، نصیحتگو، عاری از هر ایراد و اخلاقی نزدیک میشود.
ریتم کند برخی صحنهها، ارائه نکردن پیشینه و شناسنامه آدمهای فرعی داستان و لحاظ نکردن فراز و نشیب در روایت این امکان را برای مخاطب فراهم نمیکند تا با گذر از لایههای مختلف داستان و شخصیتهای اثر به درک جدیدی از خرده روایتها و پیرنگهای داستان برسد. «مادرانه» با زوم کردن به حقایق تلخ اجتماعی قصد دارد تلنگری باشد برای مخاطبان و مسئولان. زنگ خطر را برای خانوادههای ایرانی به صدا درآورد که باید در وانفسای روابط پیچیده امروزی، بر فرهنگ گفتمان و تعامل تاکید بیشتری کرد و بر آن اصرار داشت. این که نگذاشت مشکلات ما را از توجه به سبک درست زندگی و باورهای دینی و ایرانی باز دارد. «مادرانه» اگرچه داستانی تلخ را روایت میکند اما بازتاب حقایقی است که بیشتر اوقات خواسته یا ناخواسته به سادگی از کنار آنها میگذریم حتی بدون لحظهای درنگ!